<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>راهبردهای پژوهش در علوم تربیتی</title>
    <link>https://www.jrses.ir/</link>
    <description>راهبردهای پژوهش در علوم تربیتی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثربخشی آموزش الگوی ارتباط بدون خشونت والدین بر اضطراب و خوداثرمندی دانش‌آموزان دختر پایه ششم دبستان</title>
      <link>https://www.jrses.ir/article_247335.html</link>
      <description>زمینه و هدف: کودکان مشکلاتی مانند اضطراب و عدم خوداثرمندی را تجربه می‌کنند که جهت کاهش این مشکلات نیاز به مداخلات روانشناختی مانند آموزش الگوی ارتباطی بدون خشونت والدین می‌باشد. هدف از پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش الگوی ارتباطی بدون خشونت والدین بر اضطراب و خوداثرمندی دانش‌آموزان دختر پایه ششم دبستان بود.روش: روش پژوهش از نظر ماهیت کمی، از دیدگاه هدف کابردی و از لحاظ شیوه اجرا نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون &amp;amp;ndash; پس آزمون با گروه کنترل ناهمسان بود. نیمه‌آزمایشی از نوع پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل ناهمسان بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان دختر پایه ششم دبستان شهر بابل در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد 30 نفر به‌عنوان نمونه آماری، به روش نمونه‌گیری در دسترس، انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) تقسیم شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های اضطراب اسپنس و همکاران (1999) و خوداثرمندی بندورا و همکاران (1996) استفاده شد. جهت تجزیه‌ و تحلیل داده‌‌ها از آزمون‌های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و تحلیل کوواریانس چند متغیره با نرم افزار SPSS.v.27 استفاده گردید. یافته‌ها: نتایج نشان داد که آموزش الگوی ارتباطی بدون خشونت والدین بر اضطراب و خوداثرمندی دانش‌آموزان دختر پایه ششم دبستان تاثیر دارد که اندازه اثر این تاثیر، برای اضطراب 46/0 و برای خوداثرمندی 37/0 بود (01/0&amp;amp;gt;P).نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج این پژوهش پیشنهاد می‌گردد جلسات آموزش الگوی ارتباطی بدون خشونت والدین، در برنامه‌های آموزش و پرورش در اولویت قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر الگوی کلاس درس معکوس بر مهارت‌های خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر اهواز در درس علوم تجربی در سال تحصیلی 1403-1402</title>
      <link>https://www.jrses.ir/article_248269.html</link>
      <description>زمینه و هدف: پژوهش حاضر تأثیر الگوی تدریس کلاس معکوس بر مهارت‌های خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی در درس علوم را بررسی میکند. این مطالعه نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل در سال ۱۴۰۳-۱۴۰۲ در اهواز انجام شد.روش: جامعه پژوهش شامل تمام دانش‌آموزان دختر پایه چهارم اهواز بود که از میان آنها ۴۰ نفر به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه ۲۰ نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت ۸ هفته با روش کلاس معکوس آموزش دیدند، در حالی که گروه کنترل با روش سنتی آموزش دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه خودتنظیمی تحصیلی (ASRQ) و آزمون پیشرفت تحصیلی جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با روش‌های آماری توصیفی و استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره) انجام گرفت.یافته‌ها: نتایج نشان داد روش کلاس معکوس تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود مهارت‌های خودتنظیمی و پیشرفت تحصیلی داشته است. میانگین نمرات گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در هر دو متغیر به‌طور قابل توجهی بالاتر بود.نتیجه‌گیری: این یافته‌ها اثربخشی روش کلاس معکوس در آموزش علوم ابتدایی را تأیید می‌کند. پیشنهاد می‌شود معلمان از این روش به عنوان راهکاری مؤثر در تدریس علوم استفاده کنند. انجام مطالعات بیشتر در پایه‌ها و دروس مختلف می‌تواند به درک بهتر کاربردهای این روش کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی بازی‌درمانی با شن بر بهبود سلامت روان و سرزندگی کودکان پسر دبستانی</title>
      <link>https://www.jrses.ir/article_248270.html</link>
      <description>زمینه و هدف: این پژوهش با هدف سنجش اثربخشی بازی‌درمانی با شن بر بهبود سلامت روان و افزایش سرزندگی در کودکان پسر دبستانی شهر تهران انجام شد.روش: روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون&amp;amp;ndash;پس‌آزمون با گروه کنترل بود. نمونه شامل ۳۰ دانش‌آموز ۷ تا ۱۲ سال بود که با نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب و پس از همتاسازی به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) گمارش شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش‌نامة سلامت روان کودکان جلینک و همکاران (1986) و مقیاس سرزندگی ذهنی رایان و فردریک (1997) بودند؛ پروتکل بازی‌درمانی با شن بویک و گودووین (۲۰۰۰) در ۱۰ جلسة هفتگی ۴۵ دقیقه‌ای برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. داده‌ها با آمار توصیفی و تحلیل‌های کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند و مفروضه‌ها (کولموگروف&amp;amp;ndash;اسمیرنوف، لوین، بارتلت) برقرار بود.یافته‌ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که پس از تعدیل پیش‌آزمون در گروه آزمایش نسبت به کنترل بهبود معناداری در سلامت روان و سرزندگی مشاهده شد.نتیجه‌گیری: بازی‌درمانی با شن به‌عنوان مداخله‌ای مدرسه‌پذیر و کم‌هزینه، در بهبود سلامت روان و افزایش سرزندگی کودکان دبستانی اثربخش است و توصیه می‌شود در برنامه‌های حمایت روانی&amp;amp;ndash;آموزشی مدارس به‌صورت نظام‌مند به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی روابط انگیزه، آموزش، فناوری و هویت قومی-زبانی در فراگیران زبان دوم: نقش میانجی دوزبانگی</title>
      <link>https://www.jrses.ir/article_248271.html</link>
      <description>عوامل جامعه‌شناختی-زبانی، روانشناختی، و تربیتی متعددی، از جمله آموزش، فناوری و انگیزه به گونه‌ای با یکدیگر تعامل دارند که افراد جامعه را به سمت دوزبانگی سوق می‌دهند؛ دوزبانگی به توانایی تسلط بر حداقل دو زبان است. این مطالعه با تمرکز بر عواملی که بر دوزبانگی دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد زبان انگلیسی و هویت آنها تأثیر می‌گذارند، به بررسی روابط بین عوامل جامعه‌شناختی-زبانی، روان‌شناختی، و تربیتی غالب (یعنی انگیزه، فناوری، فضای مجازی و آموزش) و دوزبانگی دانشجویان رشته‌ی زبان انگلیسی‌ پرداخته است. علاوه بر این، به این می‌پردازد که آیا دوزبانگی بر هویت قومی-زبانی دانشجویان زبان انگلیسی تأثیر می‌گذارد. جامعه آماری شامل دانشجویان در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته‌های مترجمی و آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه شهرکرد (تعداد ۲۳۷ نفر) در ایران بود که از طریق نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها، شرکت‌کنندگان پرسشنامه محقق‌ساخته را تکمیل کردند. نتایج آزمون‌های رگرسیون چندگانه و مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که دوزبانگی دانشجویان، هویت قومی-زبانی آنها را پیش‌بینی می‌کند. برازش مدل با شاخص های متعددی تایید گردیده است. پیامدهای این یافته‌ها برای برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری زبانی، اصلاح برنامه‌های آموزشی زبان انگلیسی، و همچنین جهت‌گیری‌های پژوهشی آینده، به عنوان پیشنهادهایی برای مدرسان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی ارائه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی نقش میانجی نگرش به هوش مصنوعی در ارتباط بین سواد هوش مصنوعی و کیفیت آموزشی معلمان</title>
      <link>https://www.jrses.ir/article_250360.html</link>
      <description>زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری نقش میانجی نگرش به هوش‌مصنوعی در ارتباط بین سواد هوش مصنوعی و کیفیت آموزشی انجام شد.روش: این پژوهش از نظر راهبرد اصلی، کمی، از نظر راهکار اجرایی، میدانی و از نظر تکنیک تحلیلی، توصیفی ـ همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی نواحی چهارگانه شهر کرج در سال تحصیلی 1405-1404 بود که از میان آن‌ها، ٢٠٦ معلم با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه‌های نگرش به هوش‌مصنوعی شپمن و رودوی (۲۰۲۰)، سواد هوش مصنوعی کارولسو و همکاران (2023) و کیفیت آموزشی موسوی و همکاران (1398) بود. روایی ابزارها با نظر اساتید علوم تربیتی و روان‌شناسی تأیید گردید. داده‌ها با استفاده از دو نرم‌افزار SPSS 22 و lisrel. 8.50و با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) تجزیه و تحلیل شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که مدل ارائه‌شده از برازش مناسب و مطلوبی برخوردار است (99/٢=x2/df، 92/0=GFI، 91/0=AGFI، 91/0=CFI، 93/0=NFI، 064/0=RMSEA) و مؤلفه سواد هوش مصنوعی به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق مؤلفه نگرش به هوش مصنوعی بر کیفیت آموزشی معلمان تأثیر معنی‌دار و مثبت دارد (05/0&amp;amp;gt;p).نتیجه‌گیری: با توجه به برازش مناسب مدل ارائه شده، می‌توان اذعان داشت که ارتقای سواد هوش مصنوعی و تقویت نگرش مثبت نسبت به آن می‌تواند به بهبود کیفیت آموزشی معلمان و افزایش اثربخشی فرایندهای آموزشی منجر شود. از این رو لازم است در هدایت مهارت آموزشی معلمان به این مؤلفه‌ها و اثراتشان در مدارس توجه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آزمون الگویِ عِلّی کج‌روی سازمانی کارکنان اداری آموزش و پرورش بر اساس تعارض شغلی با میانجی گری بدبینی سازمانی</title>
      <link>https://www.jrses.ir/article_250361.html</link>
      <description>زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون الگویِ عِلّی کج‌روی سازمانی کارکنان اداری آموزش و پرورش بر اساس تعارض شغلی با میانجی‌گری بدبینی سازمان انجام گرفت.روش: این پژوهش کمی و از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق کارکنان ادارات آموزش و پرورش اصفهان در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. روش نمونه‌گیری از نوع اتفاقی (در دسترس) بود. حجم نمونه با توجه به مدل کرجسی- مورگان و با در نظر گرفتن خطای 05/0 =&amp;amp;alpha;، 125 نفر تعیین گردید. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های کج‌روی سازمانی بنت و رابینسون (2000)، تعارض شغلی دوبرین (1985) و بدبینی سازمانی کالاگان (2009) استفاده شد. روایی ابزارها با نظر اساتید علوم تربیتی و روانشناسی تأیید گردید. داده‌ها با دو نرم ‌افزار Spss vs. 22 و lisrel. 8.50و با روش مدل معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد که مدل ارائه شده از برازش مناسب و مطلوبی برخوردار است (80/2= ،x2/df، 92/0= GFI، 91/0= AGFI، 91/0= CFI، 93/0= NFI، 082/0= RMSEA) و مؤلفه تعارض شغلی به صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق مؤلفه بدبینی سازمانی بر افزایش کج‌روی سازمانی کارکنان تاثیر معنی‌دار دارد(05/0&amp;amp;gt;p).نتیجه‌گیری: رفع تعارض شغلی کارکنان می‌تواند گامی مؤثر در جهت یاری رساندن به بخش سازمانی ادارات آموزش و پرورش برای انطباق هر چه بیشتر با انتظارات کارکنان، برنامه‌ریزی برای بهره وری آنان و پیشگیری و کاهش کج‌روی سازمانی کارکنان باشد که در نهایت، موجب ارتقای سطح دستیابی ادارات آموزش و پرورش به اهداف خود خواهد شد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
