راهبردهای پژوهش در علوم تربیتی

راهبردهای پژوهش در علوم تربیتی

بررسی میزان کارایی و اثر بخشی آموزش زیست محیطی از طریق آموزش در فضای باز بر روی افزایش حس مسولیت پذیری در قبال محیط زیست در کودکان دبستانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دکتری برنامه ریزی درسی ،گروه علوم تربیتی ، دانشگاه فرهنگیان ، شیراز ،ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی درسی، دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر شیراز
3 دانشجوی کارشناسی ارشد،برنامه ریزی درسی،دانشگاه فرهنگیان شهید باهنر،شیراز
چکیده
این مطالعه به بررسی اثربخشی آموزش در فضای باز به عنوان روشی برای افزایش مسئولیت زیست محیطی در کودکان می پردازد. هدف این است که مشخص شود آیا یادگیری تجربی در محیط‌های بیرونی می‌تواند اخلاق محیطی قوی‌تری را در مقایسه با آموزش سنتی مبتنی بر کلاس درس ایجاد کند یا خیر.
120 کودک دبستانی 9-11 ساله به دو گروه تقسیم شدند: گروه آزمایشی که در یک برنامه آموزشی ساختاریافته در فضای باز شرکت کردند و گروه کنترل که آموزش محیط زیستی مبتنی بر کلاس درس سنتی را دریافت کردند. داده ها با استفاده از سه پرسشنامه معتبر جمع آوری شد: مقیاس نگرش و دانش محیطی کودکان (CHEAKS) توسط لیمینگ و همکاران (1995)، مقیاس پارادایم جدید اکولوژیکی (NEP) برای کودکان توسط مانولی و همکاران. (2007)، و پرسشنامه مسئولیت زیست محیطی (ERQ) توسط بوگنر و وایزمن (2006). داده ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون‌های t زوجی و تحلیل موضوعی برای مقایسه نتایج بین دو گروه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
طبق نتایج گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری در احساس مسئولیت نسبت به محیط و نیز افزایش قابل توجهی در مسئولیت زیست محیطی نشان داد، با نمرات CHEAKS تا 28٪، نمرات NEP تا 38٪، و اقدامات فهرست شده در ERQ تا 153٪ (همه P <0.001)، در حالی که گروه کنترل حداقل تغییرات را نشان داد.
این مطالعه نتیجه می گیرد که آموزش در فضای باز یک رویکرد بسیار موثر برای افزایش مسئولیت زیست محیطی در کودکان است و به توسعه رفتارهای مسئولانه محیطی در یادگیرندگان کمک کند.
کلیدواژه‌ها