راهبردهای پژوهش در علوم تربیتی

راهبردهای پژوهش در علوم تربیتی

مقایسه تأثیر آموزش به روش کلاس معکوس و روش تدریس سنتی مبتنی بر سخنرانی و معلم‌محور بر انگیزه تحصیلی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان در درس علوم تجربی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار، گروه روانشناسی و تکنولوژی آموزشی، دانشگاه بین المللی چابهار، چابهار، ایران
2 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشگاه بین المللی چابهار، چابهار، ایران
10.22034/jrses.2026.555180.1113
چکیده
روش تدریس کلاس معکوس به‌عنوان یک الگوی نوین و پویا در آموزش، طی دو دهه اخیر به دلیل چالش‌های موجود در فرایند یاددهی–یادگیری در کلاس درس، مورد توجه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر آموزش به روش کلاس معکوس و روش تدریس سنتی مبتنی بر سخنرانی و معلم محور بر انگیزه تحصیلی و تفکر انتقادی دانش‌آموزان دختر پایه ششم ابتدایی در درس علوم تجربی بود.
روش‌: این مطالعه به‌صورت شبه‌تجربی و با طرح پیش‌آزمون – پس‌آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش‌آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان چابهار در سال تحصیلی 1403-1404 (به تعداد ۸۱۰ نفر) بود که از میان آن‌ها ۳۰ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جای‌دهی شدند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند و همکاران (۱۹۹۲) و پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس (۲۰۰۳) بود که در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون اجرا شد.
یافته‌‌ها: نتایج نشان داد که میانگین نمرات انگیزه درونی، بیرونی و تفکر انتقادی در گروه آزمایش در مرحله پس‌آزمون به‌طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بود؛ همچنین میانگین نمرات بی انگیزگی در گروه آزمایش در مرحله پس‌آزمون به‌طور معناداری پایین‌تر از گروه کنترل بود.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان دریافت که تدریس کلاس معکوس را می‌توان روشی مؤثر در بهبود انگیزش و تقویت تفکر انتقادی دانش‌آموزان ابتدایی دانست.
کلیدواژه‌ها